تبدیل عیار طلا
قیمت هر عیار از نرخ ۱۸ عیار با نسبت خلوص، نه با وزن قیراط.
محاسبه تقریبی است، نه توصیهٔ سرمایهگذاری و نه رأی حقوقی.
- قیمت هر گرم عیار 24
- ۳۵٬۰۶۷٬۸۶۷ تومان
بازار مرتبط: قیمت طلا · مثقال و مظنه به گرم · اونس به گرم
انگشتری که زیر فشار معمولی انگشت تغییر شکل میدهد اغلب از طلای نرم و نزدیک به خالص ساخته شده، نه از فلزی که فروشنده کم گذاشته باشد. طلای خالص آنقدر چکشخوار است که لبه نقش، با سایش روزمره، تیز نمیماند. زرگر برای آنکه حلقه، النگو یا زنجیر شکلش را نگه دارد مس یا نقره — و در طلای سفید گاهی نیکل یا پالادیوم — به آن اضافه میکند. عددی که روی انگ میزنند سهم طلا در این مخلوط است، نه وزن نگین و نه قیمت روز. این صفحه همان سهم را از روی قیمت گرم ۱۸ حساب میکند و جای ترازوی جواهر را نمیگیرد.
در گفتار بازار، «هجده» هم به خلوص خورده هم به قیراط الماس. این دو واحد حتی همخانواده نیستند. یکی کسر جرم است و یکی خود جرم. تا آخر این متن، عیار فقط خلوص آلیاژ است.
چرا مس و نقره را داخل طلا میریزند
طلای نزدیک به خالص در دمای معمولی نرم است. چگالی طلای خالص نزدیک ۱۹٫۳ گرم بر سانتیمتر مکعب است و نقطه ذوبش حدود ۱۰۶۴ درجه سلسیوس. نرمی برای برگه کوبی و رشته کشی مزیت است و برای حلقهای که هر روز به میز و کلید میساید عیب. آلیاژ کردن، شبکه بلوری را شلوغ میکند و جابهجایی لایهها را سختتر. نتیجه عملی: قطعه دیرتر خم میشود و پرداخت سطحش بیشتر میماند. این کار «ناخالص کردن» به معنی تقلب نیست. انگ ۷۵۰ یعنی قرارداد شده که در هر هزار واحد جرم، ۷۵۰ واحد طلا باشد و ۲۵۰ واحد فلز همراه. خریدار همان قرارداد را میخرد.
مس، رنگ را به سمت سرخ میبرد، سختی را بالا میبرد و نقطه ذوب مخلوط را برای ریختهگری پایین میآورد. زیاد شدنش طلای سرخ یا رزگلد میسازد. بعضی پوستها با نمک مس تیره میشوند؛ این واکنش همیشه حساسیت پزشکی نیست، ولی برای کسی که پوستش تغییر رنگ میدهد واقعی است. نقره رنگ را روشنتر و کمی متمایل به سبز-زرد نگه میدارد و در لحیمکاری اگر زیاد باشد لکههای اکسید میسازد که زرگر به آن سوختگی سطح میگوید. ترکیب معمول زرد ۱۸ عیار، طلا بهعلاوه هر دو فلز است تا هم رنگ آشنا بماند هم قطعه نشکند.
طلای سفید ۱۸ عیار همان کسر ۷۵۰ را دارد، ولی فلز همراهش اغلب نیکل یا پالادیوم است، گاهی با روی و نقره. نیکل برای بخشی از پوستها درماتیت تماسی میآورد. پالادیوم گرانتر است و همان عارضه را کمتر دارد. هیچکدام از این فلزها در فرمول قیمت این صفحه جداگانه نرخ نمیخورند. خروجی، ارزش سهم طلاست با این فرض که فلز همراه در برابر طلا ناچیز گرفته شود. پالادیوم داخل طلای سفید در بازار جهانی بیقیمت نیست؛ فاکتور کارگاه میتواند بهخاطر آن و بهخاطر دستمزد از این خروجی بالاتر بنشیند. تفاوت، خطای عیار نیست.
انتخاب ۱۸ در ایران یک مصالحه کارگاهی است: رنگ هنوز غنی است و حلقه روزانه دوام میآورد. ۲۲ عیار نرمتر است و جایی باب است که سنت رنگ بر سایش مقدم باشد. ۱۴ عیار سختتر و کمرنگتر است و در زیور روزمره اروپا بیشتر دیده میشود. ۹ عیار، یعنی ۳۷۵ در هزار، در بعضی بازارها قانونی است و در ویترین ایران عرف غالب نیست. ابزار اگر عدد ۹ را بگیرد همان نسبت را حساب میکند؛ باب بودن بازار ایران را عوض نمیکند.
از عدد عیار تا در هزار
مقیاس عیار، طلای تمامعیار را ۲۴ میگیرد. سهم در هزار میشود عیار تقسیم بر ۲۴ ضرب در ۱۰۰۰. ۱۸ تقسیم بر ۲۴ دقیقاً ۰٫۷۵ است، پس ۱۸ عیار یعنی ۷۵۰ در هزار. این یکی از معدود ردیفهایی است که عدد گرد و نسبت، بیباقیمانده روی هم میافتند. ردیفهای دیگر باقیمانده دارند و کارگاه گاهی بهجای باقیمانده، یک انگ گرد میزند. جدول زیر نسبت نظری است، نه وعده اینکه هر قطعه موجود در بازار دقیقاً همین رقم را در مغز فلز دارد.
| برچسب عیار | نسبت به ۲۴ | در هزار، نظری | آنچه در عمل باید جدا چک شود |
|---|---|---|---|
| ۱۴ | ۱۴/۲۴ | ۵۸۳٫۳ | بعضی کارگاهها انگ ۵۸۵ میزنند که کمی بالاتر از ۱۴ دقیق است |
| ۱۸ | ۱۸/۲۴ | ۷۵۰ | عرف غالب زیور ایران؛ مبنای قیمت این صفحه |
| ۲۱ | ۲۱/۲۴ | ۸۷۵ | در زیور منطقه خلیج فارس زیاد دیده میشود |
| ۲۲ | ۲۲/۲۴ | ۹۱۶٫۷ | با خلوص ۹۰۰ سکه بانکی یکی نیست |
| ۲۴ | ۲۴/۲۴ | ۱۰۰۰ در مقیاس عیار | شمش معامله معمولاً ۹۹۹ یا ۹۹۹٫۹ است و نرم است |
۵۸۵ تقسیم بر ۷۵۰ میشود ۰٫۷۸. چهارده تقسیم بر هجده میشود ۰٫۷۷۷…. فاصلهشان نزدیک سه هزارم است. اگر انگ قطعه ۵۸۵ باشد و شما در ابزار عدد ۱۴ را بگذارید، خروجی را کمی پایینتر از قرارداد همان انگ حساب کردهاید. برای مقایسه دو فروشنده، همان عددی را بگذارید که روی قطعه حک شده، نه عادتی را که از ویترین ۱۸ گرفتهاید.
بیستودو عیار، ۹۱۶ تا ۹۱۷ در هزار است. سکه بانکی ایران روی ۹۰۰ در هزار ضرب میشود. این دو را بهخاطر نزدیکی ظاهری یکی نکنید. شانزده واحد در هزار، روی وزن سکه تمام، چند دهم گرم طلای خالص اختلاف است و در ارزش، پول قابلاعتنا. تبدیل عیار این صفحه برای آن سکه ساخته نشده؛ خلوص سکه قرارداد جدا دارد.
بیستوچهار عیار در حرف زرگر یعنی طلای نرم و تقریباً خالص. در مقیاس نظری، ۲۴ از ۱۸ به نسبت ۴ به ۳ گرانتر است. شمش قابل تحویل در بازار جهانی اغلب حداقل ۹۹۵ است و قطع رایج سرمایهگذاری ۹۹۹٫۹. فاصله ۹۹۹٫۹ با ۱۰۰۰ در کنار دستمزد و اختلاف خرید و فروش گم میشود، ولی برگه آزمایش را این نسبت عوض نمیکند. اگر قطعه را بهعنوان ۲۴ وارد کنید، ابزار فرض میکند سهم طلا ۲۴/۱۸ برابر گرم ۱۸ است، نه اینکه آزمایشگاه ۹۹۹٫۹ را تأیید کرده باشد.
قیمت هر عیار، یک نسبت روی قیمت ۱۸
قیمت یک گرم از عیار K برابر است با قیمت یک گرم ۱۸ عیار ضرب در K تقسیم بر ۱۸. دلیلش این است که سهم طلا در عیار K میشود K/۲۴ و سهم طلا در ۱۸ میشود ۱۸/۲۴؛ نسبت این دو، K/۱۸ است. فرمول، فلز همراه را صفرقیمت میگیرد. برای مس این فرض در برابر طلا معمولاً بیضرر است. برای پالادیوم داخل سفید، همانطور که گفته شد، فاکتور میتواند جدا باشد.
مثال را با یک نرخ ساختگی جلو میبریم تا نسبتها دیده شوند: فرض کنید گرم ۱۸ برابر دو میلیون تومان است. این رقم تابلوی هیچ ساعتی نیست. چهارده عیار میشود دو میلیون ضرب در ۱۴/۱۸، یعنی حدود ۱٬۵۵۵٬۵۵۶ تومان. بیستویک عیار میشود حدود ۲٬۳۳۳٬۳۳۳ تومان. بیستودو حدود ۲٬۴۴۴٬۴۴۴ تومان. بیستوچهار حدود ۲٬۶۶۶٬۶۶۷ تومان. اگر نرخ واقعی ۱۸ عیار شما عدد دیگری است، همین ضریبها را در آن ضرب کنید و این دو میلیون را کنار بگذارید.
ضریبها را حفظ کنید، نه حاصلهای فرضی را: ۱۴/۱۸ یعنی هفت نهم، ۲۱/۱۸ یعنی یک و یکششم، ۲۲/۱۸ یعنی یازده نهم، ۲۴/۱۸ یعنی چهار سوم. کسی که بهجای این نسبت، تفاوت عیار را به صورت «هر عیار چند درصد ارزانتر» از حفظ بگوید، معمولاً ۱۸ را مبدأ درصد گرفته و بعد مبدأ را عوض کرده. درصد بدون مبدأ دروغ میسازد. همیشه بگویید نسبت به کدام عیار.
این رابطه خطی برای وقتی است که هر دو قیمت، بهای یک گرم آلیاژ همان عیار باشند. اگر یک طرف فاکتور، اجرت درصدی روی کل گرفته باشد، اجرت هم با عیار مقیاس میشود و این صفحه آن لایه را ندارد. مقایسه دو انگشتر با اجرت متفاوت را با این نسبت تنها انجام ندهید. اول اجرت را جدا کنید، بعد سهم طلا را بسنجید.
رنگ، چگالی، لحیم؛ چیزهایی که نسبت K/۱۸ نمیبیند
دو قطعه ۱۸ عیار، یکی زرد و یکی سرخ، اگر هر دو واقعاً ۷۵۰ باشند سهم طلایشان یکی است. تفاوت در نسبت مس و نقره داخل همان ۲۵۰ واحد است. ابزار رنگ را نمیپرسد و نباید هم بپرسد. گرانی طلای سفید نسبت به زرد هموزن، اگر از پالادیوم و از اجرت پرداخت بیاید، در این خروجی نیست. دیدن دو عدد متفاوت در دو ویترین و متهم کردن فرمول، مرحله را جا انداخته.
چگالی هم با عیار عوض میشود. مس نزدیک ۸٫۹۶ گرم بر سانتیمتر مکعب است و نقره نزدیک ۱۰٫۵، در برابر ۱۹٫۳ طلا. پس یک سانتیمتر مکعب از آلیاژ ۱۸ از یک سانتیمتر مکعب طلای نرم سبکتر است. سنگینی در دست، عیار را لو نمیدهد. قطعه توخالی، قطعه با مغزی غیرطلا، و قطعه پهنِ نازک هر سه حس وزن را عوض میکنند. ورودی ابزار، عیار حکشده یا عیار آزمایش است بهعلاوه وزن، نه حدس از سنگینی.
لحیم زرگری معمولاً عیار پایینتری دارد تا زودتر از خود قطعه ذوب شود و اتصال برقرار کند. در زنجیر ریز با دهها اتصال، سهم لحیم از وزن دیگر کاملاً صفر نیست. ابزار فرض میکند عددی که وارد کردهاید برای همه وزن برقرار است. اگر سازنده گفته باشد «بدنه ۱۸ است و لحیم جداست» و شما کل وزن را در ۱۸ ضرب کنید، کمی خوشبین حساب کردهاید. مقدار این انحراف را بدون وزن کردن لحیم نمیشود از دور گفت؛ فقط باید دانست که وجود دارد.
آبکاری لایه نازک طلا روی فلز پایه است. آبشده طلای ذوبشده بدون اجرت ساخت است. این دو واژه در فارسی نزدیک به نظر میرسند و در معامله از زمین تا آسمان فاصله دارند. قطعه آبکاریشده را اگر با وزن کل و عیار ۱۸ وارد این صفحه کنید، سهم طلا را دهها برابر واقع برآورد کردهاید، چون مغز کار برنج یا فولاد است. اول بپرسید جسم جامدِ همعیار است یا روکش. بدون این جواب، نسبت K/۱۸ تزئین است.
طیفسنجی پرتو ایکس سطح را میخواند. روکش ضخیم میتواند مغز ارزان را پنهان کند. سنگ محک و اسید، روش کارگاهیاند و به قطعه آسیب میزنند و این صفحه دستور انجامشان را نمیدهد. خروجی حساب، جای آزمایش نیست. اگر اختلاف دو عدد برایتان مهم است، آزمایش را از کسی بخواهید که مسئول جوابش باشد.
قیراط الماس را در این جعبه ننویسید
قیراط متریک، واحد جرم سنگ قیمتی است. یک قیراط برابر ۰٫۲ گرم است، یعنی ۲۰۰ میلیگرم. نیم قیراط میشود ۰٫۱ گرم. این تعریف از ۱۹۰۷ برای تجارت سنگ تثبیت شده و به خلوص طلا هیچ نسبتی ندارد. الماس ۱۸ قیراط، اگر چنین سنگی روی میز باشد، ۳٫۶ گرم جرم دارد. طلای ۱۸ عیار یعنی ۷۵۰ در هزار. وارد کردن ۱۸ به نیت «سنگ هجدهقیراطی» در این ابزار، قیمت گرم آلیاژ را مقیاس میدهد و وزن سنگ را حساب نمیکند. برای این کار ساخته نشده و خروجیاش را نباید پای ارزش نگین نوشت.
- عیار را با K یا با عدد در هزار میشناسند: ۱۸، ۷۵۰، 18K.
- قیراط را با ct یا با گرم سنگ میشناسند: ۱ قیراط ≈ ۰٫۲ گرم.
- جمله «طلای ۱۸ قیراط» در فارسی محاوره رایج است و از نظر واحد غلط است. صورت درست برای خلوص، «۱۸ عیار» است.
- وزن نگین را از وزن قطعه کم کنید، بعد باقیمانده فلز را در قیمت عیار ضرب کنید. خود نگین در این فرمول صفر است، حتی اگر الماس باشد.
اگر نگین را جدا نکرده باشید، ابزار وزن سنگ را هم به نرخ طلا حساب میکند. یک نگین یکقیراطی فقط ۰٫۲ گرم است و روی گردنبند سنگین درصد کمی است؛ روی گوشواره سبک، درصد دیگری است. درصد را با چشم حدس نزنید. یا نگین را وزن کنید یا نتیجه را مشروط بدانید.
بعضی فاکتورها «قیراط» را برای طلا هم نوشتهاند. آن سند را با این صفحه کور نکنید. ببینید عدد کنارش ۷۵۰ است یا ۰٫۲ گرم. اگر ۷۵۰ است، خلوص است و جایش اینجاست. اگر وزن سنگ است، جایش اینجا نیست.
نرخ ۱۸ را از کجا بردارید و مثقال را کجا ببرید
این تبدیل، نرخ ۱۸ را از خودش اختراع نمیکند. هر چه در جعبه ۱۸ بنویسید در K/۱۸ ضرب میشود، چه آن عدد مال همین ساعت باشد چه مال حافظه دیروز. اگر میخواهید مقیاس را روی تابلوی زنده بگذارید، قیمت را از صفحه طلا بردارید و همان لحظه استفادهاش کنید. عددی که از حافظه مینویسید باید برای خودتان برچسب زمان داشته باشد؛ این صفحه آن برچسب را بهجای شما نمیسازد و دیروز را بهاسم امروز پر نمیکند.
واحد جرم بازار تهران هنوز گاهی مثقال است و خلوص مظنه آنجا ۷۰۵ است نه یکی از ردیفهای جدول بالا. آن قرارداد، وزن ۴٫۶۰۸۳ گرم را با یک قدم اضافه خلوص قاطی میکند و اینجا تکرار نمیشود. حساب مثقال و مظنه در تبدیل مثقال به گرم است. از آن صفحه گرم ۱۸ را که گرفتید، اگر لازم شد با نسبتهای همین صفحه به ۱۴ یا ۲۲ بروید. دو صفحه را در یک جعبه نریزید: یکی واحد جرم و مظنه ۷۰۵ را باز میکند، این یکی سهم طلا در آلیاژ را.
خروجی، پیشنهاد خرید نیست. فقط میگوید اگر گرم ۱۸ را قبول داشته باشید و اگر عیار حکشده راست باشد، سهم طلا در یک گرم از عیار دیگر چه بهایی پیدا میکند. اجرت، سود، مالیات اجرت، آبکاری، نگین و اختلاف خرید و فروش فروشنده هنوز روی میز ننشستهاند.