حباب سکه
ارزش ذاتی با عیار ۹۰۰ و وزن قطعه، بعد فاصله با قیمت بازار.
محاسبه تقریبی است، نه توصیهٔ سرمایهگذاری و نه رأی حقوقی.
وزن محاسباتی: ۸٫۱۳۳ گرم، عیار ۹۰۰.
- ارزش ذاتی
- ۲۵۶٬۶۸۶٬۲۶۴ تومان
- قیمت بازار
- ۲۶۹٬۵۰۰٬۰۰۰ تومان
- حباب
- ۱۲٬۸۱۳٬۷۳۶ تومان (۴٫۹۹٪)
بازار مرتبط: قیمت سکه · فاکتور طلای ۱۸ عیار · اونس به گرم
روی تابلوی سکه دو رقم کنار هم مینشینند که یکیشان از خلوص و وزن میآید و دیگری از عجله خریدار. رقم اول را اینجا ارزش ذاتی میخوانیم: بهای طلای داخل قطعه، اگر همان طلا را با قیمت گرم ۱۸ و با خلوص واقعی مسکوک حساب کنیم. رقم دوم قیمت معامله همان قطعه است. تفاضل دومی منهای اولی حباب است. مثبت بودنش یعنی بازار حاضر است بیشتر از فلز بپردازد. این جمله، عکس فردا نیست. حباب میتواند بماند، بازتر شود، یا جمع شود، بیآنکه فرمول عوض شده باشد.
قدم اول: از گرم ۱۸ به طلای خالص
قیمت گرم ۱۸ در ایران بهای یک گرم آلیاژ است، نه بهای یک گرم طلای خالص. در آن یک گرم، ۰٫۷۵ گرم طلا نشسته چون ۱۸ عیار یعنی ۷۵۰ در هزار. پس قیمت یک گرم طلای خالص، در همین تابلو، میشود قیمت گرم ۱۸ تقسیم بر ۰٫۷۵. تقسیم لازم است چون شما برای هر گرم ۱۸ عیار فقط سهچهارم گرم خالص گرفتهاید و بهای آن سهچهارم را پرداختهاید. اگر تقسیم را حذف کنید، خالص را به نرخ آلیاژ حساب کردهاید و همهچیز بعد از آن به همان نسبت کج میشود.
این قدم هنوز سکه نیست. خروجیاش یک نرخ برای گرمِ نزدیک به خالص است، با این فرض که گرم ۱۸ خودش درست خوانده شده و اجرت زیور داخلش نیست. اگر عدد ۱۸ عیاری که برمیدارید مال انگشتر ویترین باشد و اجرت را قاطی داشته باشد، ارزش ذاتی سکه را با دستمزد زرگر باد کردهاید. ورودی این حساب باید نرخ فلز ۱۸ باشد.
قدم دوم: از خالص به خلوص ۹۰۰
مسکوک بانکی طلا در ایران خلوص ۹۰۰ در هزار دارد، نه ۷۵۰. صد واحد باقیمانده عمدتاً مس است تا قطعه ضربشده سخت بماند و رنگ سکهای بگیرد. در هر گرم از این آلیاژ، ۰٫۹ گرم طلای خالص هست. پس ارزش طلای یک گرم سکه میشود قیمت خالص ضرب در ۰٫۹. روی هم: قیمت گرم ۱۸ تقسیم بر ۰٫۷۵، ضرب در ۰٫۹.
۰٫۹ تقسیم بر ۰٫۷۵ دقیقاً ۱٫۲ است. یعنی یک گرم آلیاژ ۹۰۰، از نظر سهم طلا، ۱٫۲ برابر یک گرم آلیاژ ۷۵۰ طلا دارد. میانبر «گرم ۱۸ ضرب در ۱٫۲» همان دو قدم است به شرطی که یادتان بماند ۱٫۲ از کجا آمده. اگر خلوص سکه را اشتباهاً ۷۵۰ بگیرید، این ۱٫۲ را حذف کردهاید و ارزش ذاتی را پنجششم واقع حساب میکنید. یکششم جاافتاده، همان طلای اضافهای است که سکه نسبت به ۱۸ عیار در هر گرم دارد.
۹۰۰ را با ۲۲ عیار عوض نکنید. ۲۲ عیار نزدیک ۹۱۷ در هزار است. قرارداد سکه ۹۰۰ است. ابزار این صفحه سکه را ۹۰۰ میبندد و از شما خلوص تازه نمیپرسد، چون اگر بپرسد و کسی ۷۵۰ وارد کند همان خطای یکششم برمیگردد.
قدم سوم: ضرب در وزن همان قطعه
ارزش ذاتی قطعه میشود نرخ هر گرم ۹۰۰ ضرب در وزن همان قطعه. وزنها در این ابزار ثابتاند و از خوراک قیمت جدا نگه داشته شدهاند، چون خوراک وزن نمیفرستد:
| قطعه | وزن مورد استفاده | نکته |
|---|---|---|
| تمام امامی و تمام بهار آزادی | ۸٫۱۳۳ گرم | هر دو یک وزن و یک خلوص دارند |
| نیم | ۴٫۰۶۶۵ گرم | دقیقاً نصف ۸٫۱۳۳ |
| ربع | ۲٫۰۳۳۲۵ گرم | دقیقاً نصف نیم |
| سکه یکگرمی | ۱٫۰ گرم | چون خوراک وزن جدا ندارد؛ وزن کاتالوگ جایگزین نشده |
نصف بودن نیم و ربع، نصف بودن حباب را نتیجه نمیدهد. وزن فلز نصف است؛ تقاضای هدیه و هزینه ضرب نصف نمیشوند. این را پایینتر روی درصد میبینید.
تمام امامی و تمام بهار هر دو ۸٫۱۳۳ گرماند. اگر جایی وزن ۸٫۱۳۶ یا رقم نزدیک دیگری شنیدید، مال این ابزار نیست. اینجا هر دو تمام با ۸٫۱۳۳ بسته شدهاند تا اختلاف قیمتشان به فلز نسبت داده نشود. تغییر وزن در حد چند هزارم گرم، ارزش ذاتی را همان قدر جابهجا میکند و در برابر حباب معمول گم است؛ مهم این است که برای هر دو طرح یک وزن به کار برود.
یک دفترچه فرضی؛ هیچ ردیفش نرخ امروز نیست
فرض کنید قیمت گرم ۱۸ سه میلیون تومان است. این عدد را برای دیدن قدمها ساختهایم، نه از تابلو برداشتهایم. خالص میشود سه میلیون تقسیم بر ۰٫۷۵، یعنی چهار میلیون تومان برای هر گرم خالص. هر گرم سکه ۹۰۰ میشود چهار میلیون ضرب در ۰٫۹، یعنی ۳٬۶۰۰٬۰۰۰ تومان. از اینجا به بعد فقط وزن عوض میشود.
| قطعه | ارزش ذاتی با گرم ۱۸ فرضی سه میلیون | قیمت بازار، باز هم فرض | حباب تومان | حباب نسبت به ارزش ذاتی |
|---|---|---|---|---|
| تمام | ۲۹٬۲۷۸٬۸۰۰ | امامی ۳۲٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۲٬۷۲۱٬۲۰۰ | ۹٫۲۹ درصد |
| تمام | ۲۹٬۲۷۸٬۸۰۰ | بهار ۳۱٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۱٬۷۲۱٬۲۰۰ | ۵٫۸۸ درصد |
| نیم | ۱۴٬۶۳۹٬۴۰۰ | ۱۷٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۲٬۳۶۰٬۶۰۰ | ۱۶٫۱۲ درصد |
| ربع | ۷٬۳۱۹٬۷۰۰ | ۹٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۱٬۶۸۰٬۳۰۰ | ۲۲٫۹۶ درصد |
| یکگرمی | ۳٬۶۰۰٬۰۰۰ | ۵٬۰۰۰٬۰۰۰ | ۱٬۴۰۰٬۰۰۰ | ۳۸٫۸۹ درصد |
درصد را بر ارزش ذاتی میگیریم نه بر قیمت بازار: حباب تقسیم بر ذاتی. اگر کسی بر قیمت بازار بخش کند عدد کوچکتری میبیند و مقایسه قطعات بههم میریزد. در این فرض، حباب تومانی ربع (۱٬۶۸۰٬۳۰۰) از حباب تومانی امامی (۲٬۷۲۱٬۲۰۰) کمتر است، ولی درصد ربع بیشتر است. جمله «ربع بهصرفهتر است چون اختلاف تومانیاش کوچکتر است» وزن و مخرج را ندیده.
اگر در همین فرض، وزن تمام را به نرخ ۱۸ عیار ضرب کنیم و خلوص ۹۰۰ را فراموش کنیم، به ۲۴٬۳۹۹٬۰۰۰ تومان میرسیم نه به ۲۹٬۲۷۸٬۸۰۰. همان یکششم اینجا نقد است. حبابی که از این رقم غلط ساخته شود هم غلط است: فاصله بازار با یک ذاتیِ دستکم گرفتهشده، حباب را باد میکند و شما را به این باور میرساند که سکه خیلی گرانتر از فلزش است، در حالی که بخشی از آن فاصله اصلاً طلای حسابنشده بوده.
چرا درصد قطعات کوچک اغلب درشتتر است
ضرب سکه، بستهبندی، حمل تا حجره و جا در ویترین یک هزینه نزدیک به ثابت است. وقتی این هزینه را بر ذاتیِ کوچکتر بخش کنید، درصد بزرگتر میشود. ربع و گرمی همان کارخانه و همان مغازه را دارند که تمام دارد، ولی طلای داخلشان کمتر است. خریدار هدیه هم معمولاً به تمام فکر نمیکند؛ عقد و عید، تقاضا را روی نیم و ربع جمع میکند. این تقاضا حاضر است برای شکل سکه، نه برای گرم خالص، پول اضافه بدهد.
آربیتراژ ذوب این فاصله را همیشه نمیبندد. ذوب کردن ربع، سکهای را نابود میکند که خریدار بعدی دقیقاً بهخاطر سکه بودنش پول میدهد. کارمزد ذوب و ریسک عیار قطعه ریز، وقتی ذاتی کوچک است، درصد بالایی از همان ذاتی را میخورد. پس پریمیوم میتواند بماند بیآنکه کسی «اشتباه جمع» کرده باشد. بازار دارد برای شکل و برای نقدشوندگی خرد پول میدهد.
فاصله خرید و فروش هم روی قطعه کمگردش اغلب پهنتر است. حبابی که میبینید ممکن است بخشیاش مال همین پهن بودن باشد، نه فقط مال تقاضای هدیه. ابزار، قیمت بازاری را که شما وارد میکنید منهای ذاتی میگذارد و نمیپرسد آن قیمت، خرید بوده یا فروش یا میانه. اگر قیمت خرید را با قیمت فروش قاطی کنید، حباب دو قطعه قابل مقایسه نیست.
امامی و بهار؛ فلز یکی، صف خرید دو تا
هر دو تماماند: ۸٫۱۳۳ گرم، خلوص ۹۰۰. با یک قیمت گرم ۱۸، ارزش ذاتیشان برابر است. در جدول فرضی بالا هر دو ۲۹٬۲۷۸٬۸۰۰ تومان فلز دارند. یک میلیون تومان فاصله قیمت فرضی بینشان هیچ گرم طلایی را توضیح نمیدهد. همه آن فاصله، اختلاف حباب است: کدام چهره را خریدار هدیه میشناسد، کدام را مغازه موجود دارد، کدام را ظهر سریعتر میخرد. طرح امامی و طرح بهار آزادی از این جهت دو کالاست که روی یک فلز سوار شدهاند.
اگر ابزار برای هر دو یک ذاتی چاپ کرد و دو حباب متفاوت، تناقض نیست. ذاتی به طرح نگاه نمیکند. بازار نگاه میکند. انتخاب بین این دو با جمله «کدام ذاتی بالاتری دارد» بیمعنی است، چون ذاتی یکی است. سؤال درست این است که حباب کدام را موقع فروش پس میگیرید و اختلاف خرید و فروش کدام در همان حجره باریکتر است.
این تفاوت تقاضا را به عیار نسبت ندهید و به وزن هم نسبت ندهید. هر دو را یکی گرفتهایم تا باقیمانده فقط تقاضا باشد. اگر روزی وزن رسمی یکی از دو طرح عوض شود و خوراک هنوز وزن نفرستد، هر دو را باید با هم بهروز کرد. تا آن روز، ۸٫۱۳۳ برای هر دو تمام برقرار است.
سکه یکگرمی و قفل شدن وزن روی ۱٫۰
خوراک قیمت، جرم سکه یکگرمی را در فیلد جدا نمیآورد. اگر ابزار از پیش خودش یک وزن کاتالوگی میگذاشت، ذاتی را با عددی حساب میکرد که داده همراه قیمت نبود. برای همین وزن این قطعه در محاسبه ۱٫۰ گرم است. نه بیشتر، نه کمتر. یک درصد اختلاف وزن، ذاتی را یک درصد جابهجا میکند؛ ما آن یک درصد را از روی حافظه اعمال نمیکنیم.
در دفترچه فرضی، ذاتی یکگرمی ۳٬۶۰۰٬۰۰۰ تومان است چون هر گرم ۹۰۰ همان قدر میارزد و وزن را ۱ گرفتهایم. قیمت بازار فرضی پنج میلیون، حباب ۱٬۴۰۰٬۰۰۰ تومانی و درصد ۳۸٫۸۹ میسازد. این درصد در مثال عمداً درشت است تا دیده شود قطعه کوچک چه راحت درصد بالا نشان میدهد. بازار واقعی شما ممکن است درصد دیگری داشته باشد. مثال را جابهجا نکنید و بهجای تابلو نگذارید.
اگر بعداً خوراک وزن جدا آورد، ذاتی باید با همان وزن تازه خطی عوض شود. تا آن روز، مقایسه یکگرمی با ربع را با این قید بخوانید: ربع وزن دقیق نصفالنصف دارد، یکگرمی وزن قراردادی ۱٫۰ دارد چون داده وزن نداشته. قید را پاک نکنید و بعد نتیجه را مطلق نگیرید.
علامت حباب، جهت بازار نیست
حباب برابر است با قیمت بازار منهای ارزش ذاتی. مثبت یعنی معامله بالای فلز. منفی یعنی معامله پایین فلز، که وقتی تقاضای سکه نسبت به ذوب ضعیف است یا دو تابلو همزمان نیستند پیش میآید. هیچکدام دستور خرید یا فروش نیست. مثبت بودن نمیگوید «گران است پس میریزد». منفی بودن نمیگوید «ارزان است پس جا دارد». هر دو عکس یک ساعتاند. ساعت بعد، گرم ۱۸ ممکن است طوری حرکت کند که ذاتی از زیر قیمت بازار دربرود یا برعکس، بیآنکه ذرهای از خلقوخوی خریدار عوض شده باشد.
حباب را با سود نگهداری قاطی نکنید. کسی که سکه را بالای ذاتی میخرد و بعداً حباب جمع میشود، حتی اگر انس جهانی بالا رفته باشد ممکن است به تومان ضرر کند. کسی که حباب را پایین میخرد تضمین نگرفته که موقع فروشش هنوز همان حباب برقرار است. افق، نقدشوندگی طرح، و اختلاف خرید و فروش حجره خارج از این تفاضلاند.
ورودی گرم ۱۸ اگر از مسیر انس و دلار آمده باشد با ورودی گرم ۱۸ حجره یکی نیست. آن مسیر تبدیل واحد است و جای خودش را دارد: اونس به گرم. اگر آن گرم را بینام در این صفحه بگذارید و قیمت سکه را از حجره بردارید، حباب مخلوط دو بازار است. یا هر دو را از یک زمینه بردارید یا روی خروجی بنویسید که ذاتی از کدام گرم ۱۸ آمده.
تابلوی خود قطعهها، امامی و بهار و نیم و ربع و گرمی، روی صفحه سکه است. این متن جای آن تابلو را نمیگیرد و هیچکدام از قیمتهای فرضی جدول را به آنجا وصل نکنید. کار اینجا فقط این است که از گرم ۱۸ به خالص، از خالص به ۹۰۰، و از ۹۰۰ به وزن برسید و بعد تفاضل را حباب بنامید نه پیشبینی.